تبليغاتX
- -
blog
-

اگر خاموش بنشینیم گناه است - واکسیناسیون انقلاب

 اگر خاموش بنشینیم گناه است

 

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز با تمام فراز و فرودهایش به پایان رسید و برگ زرین دیگری در کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران رقم خورد.

حضور هشتاد و پنج درصدی مردم که با نیت رقم زدن سرنوشت کشور خود با شور و شعف به میدان آمدند،هرگز از یادها نخواهد رفت و سالهای سال باعث بیمه شدن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خواهد شد و این حضور حماسی، هنگامی بیشتر خودنمائی خواهد کرد که نظامهای مدعی دمکراسی هرگز شاهد چنین حضوری در صندوقهای انتخاباتی خود نخواهند بود.

فارغ از این هیاهوهای انتخاباتی و نتیجه کسب شده و ... باید همه مردم با فرهنگ و با شعوری که در انتخابات با هر گرایشی پای صندوقهای رأی گیری حاضر شدند را پیروز این حرکت سیاسی معرفی کرد و از این منظر به این حرکت بزرگ اجتماعی نگریست.

با شناختی که از بسیاری از طرفداران و هواداران پر شور آقای موسوی دارم،اکثر قریب به اتفاق این هواداران را افراد خداجو و متعصب به کشور و متعلق به جبهه خودی میدانم و برای اکثر این جمع، احترام فوق العاده ای قائل هستم و احساسات پر شور این جمع را میستایم.

در این نوشتار حساب انسانهای محترمی که به آقای موسوی رأی داده اند و حتی امروز براین باورند که درست یا نادرست، حقی از آنها ضایع شده است با برنامه ریزان و دست اندرکاران ستاد آقای موسوی را از یکدیگر جدا میدانم و با احترام به هوادران آقای موسوی،روی سخن خویش را به برنامه ریزان ایشان با ذکر فرازهائی از تاریخ پرشکوه انقلاب  معطوف خواهم کرد.

عزیزانی که وقایع اوایل انقلاب را درک کرده اند به خوبی به یاد دارند که چگونه فردی به نام بنی صدر،با شعارهای زیبا مردم را متوجه خود کرد و هنگامی که به مراد خویش که همان کرسی ریاست جمهوری بود رسید،هویت ناسالم خود را عیان کرد و با اتکا به آرای یازده میلیونی خود قصد پلید خود را هویدا کرد و درست بر خلاف اهداف نظام و آرائی که در پرتو نظام مقدس جمهوری اسلامی کسب کرده بود کلیت نظام را که همان ولایت فقیه بود ، مورد هجوم قرار داد و پس از مدتی کوتاه،سرنگونی خود را رقم زد.

درآن هنگام که بنی صدر ولایت فقیه را نشانه گرفته بود،نظامی نوپا داشتیم که بسیاری از نهادها و سازمانهای این نظام شکل صحیحی به خود نگرفته بود و همزمان نیز در چند جبهه مشغول جنگ با دشمنان نظام بودیم که از آن جمله میتوان به جنگ با عراق و همچنین غائله کردستان یا هیاهوی لانه جاسوسی و چریکهای فدائی خلق یا حزب توده و از همه اینها بدتر سازمان منافقین و بسیاری دیگر از تهدیداتی که متوجه کشور و نظام بود اشاره کرد و این درحالی بود که سازمانهای اطلاعتی در کشور وجود نداشت و یا هنوز تکلیف سپاه یا ارتش که نیروهای مسلح کشور بودند نیز مشخص نبود وهرکدام از اینها میتوانست به تنهائی باعث از هم پاشیدن یک کشور نه فقط حکومت شود لیکن درست در این لحظات بحرانی تنها عاملی که باعث پشت سر گذاشتن این حوادث عظیم و عبور از این مهلکه های خطرناک که توسط دشمنان این کشور طراحی شده بود،ولایت فقیه بود و صد البته ولایت پذیری امت یکپارچه ایران و تبعیت از اوامر ولی امر، که براستی باعث شگفتی تمامی برنامه ریزان برای نابودی و پاره پاره کردن این کشور بود.

از آن زمان تا امروز سی سال میگذرد و البته باید اذعان داشت که یکی از الطاف خفیه الهی، همان حوادث آن دوران بود و اگر نبود آن حوادث به یقین امروز اثری از این نظام پرشکوه باقی نبود،چرا که آن حوادث با تمام تلخیها و مرارتها باعث یکپارچگی همه مردم مسلمان شد و با صراحت میتوان از بنی صدر به عنوان یک میکروبی یاد کرد که همچون واکسنی در خون انقلاب تزریق شد و سالهای متمادی این انقلاب و نظام را بیمه کرد.

در آن روزگار البته بودند عده ای که هنوز بنی صدر را باور داشتند و حتی تا چند سال خاطر او را عزیز می داشتند و البته اکثر قریب به اتفاق این افراد نیز انسانهای شریفی بودند که هیچگاه حاضر نبودند که میهن خود را به بیگانگان بفروشند و البته باید اذعان کرد که ابوالحسن بنی صدر با زیرکی توانسته بود با ناجوانمردی احساسات این جمع شریف را به بازی بگیرد و البته پس از چند ماه برای جمعی و پس از چند سال برای جمع دیگر چهره پر فریب بنی صدر عیان شد و جز خسران ابدی چیزی حاصل او نشد.

باید قبول کنیم که هر واکسن را باید به موقع تزریق کنیم و دقیقا در دوره زمانی خود باید تزریق شود و این بار نیز این واکسن با میرحسین موسوی تزریق شد که البته مطابق هر واکسن ابتدا التهاب و تب و اثراتی این چنینی دارد لیکن پس از مدت کوتاهی که اثر خود را گذاشت زندگی به روال عادی خود باز خواهد گشت و باعث بیمه شدن سالهای متمادی دیگری خواهد شد.

البته جمعی را نظر براین بود که با پیدایش خاتمی در سال 76 باید این واکسن بر خون این نظام مقدس تزریق می شد لیکن این حماسه به ما نشان داد که تزریق این واکسن و میکروب زدائی را باید زمانی که همه سلولها به آن نیاز دارد باید تزریق کرد و میکروبها نیز خود را به هنگام نشان خواهند داد.

یقین دارم که بسیاری از هواداران پر شور و میهن دوست آقای موسوی نیز دیری نخواهد پائید که با ما هم نظر خواهند شد هر چند که در این مدت کوتاه هم بسیاری از آنها انزجار خود را از ایشان اعلام داشته اند .

اما طرف دیگر این سخن ، با برنامه ریزان داخلی  ستاد آقای موسوی است.

هنگامی که  آمریکا و بنی صدر و صدام و غائله کردستان و منافقین مزدور و پلید و تمام دولتهای غربی در آن شرایط بحرانی انقلاب  نتوانستند مانع حرکت و پیشرفت این نظام مقدس شوند،براستی شما وزن خود را چگونه حساب کردید که بی محابا به رکن رکین این نظام که همان ولایت فقیه است هجوم برده و از تمام ظرفیت خود نیز استفاده کردید برای شکستن ستونی عظیم که دربرابرعظمتش به حساب نخواهید آمد؟

دوستانی شما را نصیحت می کنند که تا دیر نشده است توبه کنید و به دامان انقلاب باز گردید لیکن من به صراحت میگویم که دیگر دیر شده است و دامان انقلاب هرگز شما را پذیرا نخواهد بود،چاره ای دیگر بیاندیشید و از اربابان خود در خارج از کشور نیز درخواستی نداشته باشید زیرا دیگر برای آنها هم مهره سوخته شده اید.

 

  

 

 

نوشته شده توسط مهدی خوشنویس در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 13:55 | لینک ثابت |
 
-